تولد دو سالگي
تولد تولد تولدت مبارك
قند عسلم يدونه مامان تولدت مبارك ايشالا داماديت عزيزم
به مناسبت تولدت يه جشن گروهي با دوستاي ابان ماهيت گرفتيم در خانه كودك تماشا و كلي بهتون خوش گذشت خاله مونا هم زحمت كشيد و اومد و عكسهاي قشنگي ازت گرفت كه بعدا برات مي ذارم فعلا چند تايي بيشتر ندارم كه برات مي ذارمشون اولش به من چسبيده بودي ولي كم كم يخت باز شد و شلوغ كاري مي كردي فقط موقع خوراكي خوردن بود كه اروم نشستي پشت ميز و اصلا سراغي از من نگرفتي از ساعت 4 تا 7 طول كشيد . يه عمو موسيقي هم اومده بود و براتون اهنگ تولد مي خوند و مي رقصيديدو و يه تولد خونوادگي هم برات گرفتيم و بين اين دو تا تولد يه اتفاق ناراحت كننده هم افتاد روز 21 مهر بود كه مهد كودك وابسته به اداره تعطيل شد و ما دنبال يه مهد خوب مي گشتيم و يك هفته ماماني زحمت كشد و اومد خونمون نگهت داشت و توي اين يه هفته كلي رابطه ات باهاش خوب شد و بعد كلي تحقيق و پرس و جو يه مهد برات پيدا كرديم كه الان خيلي راضيم خدا رو شكر فقط يه چهار روز اول خيلي سخت و با گريه ازم جدا شدي ولي حالا با ذوق و شوق مي ري حالا عكس:










تولد دو سالگي 
